عاشقانه
ژانویه 11, 2009
و اینهمه از زاییدن آغاز می شود
من که منم من نیستم وقتیکه می زایم بیا
دست روی لبم بنشان از همان دهان که ترا می مکد بیا بیرون
نگاه که می بینی کنار نرمه ی ران است
من که منم من نیستم وقتی که می زایم بیا بیرون
دست دور خاطرم بگذار ببوس بیا
نه انگار بیا همین کنار لب بیا می بوسانمت
عشق چه گفت
می مکمت همین کنار پوست
بیا انگار نه ببوس می زایمت