بمار
فوریه 18, 2009
عشق عجیبی که نام عجیبی بیگانه با زبان
بیگانه با من
بیگانه با پستان
شیر می دهد به پستان من به لب می رسد
به لب می رسم
برای رسیدن
دارد
سرم درد می کند
پاره که می شوم دست می شود
سوزن بر می دارد
بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوزبدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز
بوسه های ندیده را به ناخن های شنیده
یک سر این پارگی به شما می رسد یک سر این پارگی به تو می رسد