بمار
فوریه 18, 2009
عشق عجیبی که نام عجیبی بیگانه با زبان
بیگانه با من
بیگانه با پستان
شیر می دهد به پستان من به لب می رسد
به لب می رسم
برای رسیدن
دارد
سرم درد می کند
پاره که می شوم دست می شود
سوزن بر می دارد
بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوزبدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز بدوز
بوسه های ندیده را به ناخن های شنیده
یک سر این پارگی به شما می رسد یک سر این پارگی به تو می رسد
سلام
این عکسه که تو هدر شما هست چیه ؟
این عکس، عکس شکم من است. من نشسته ام، اگر دقت کنی، و شکم من ول شده روی پاهای من.
نایس شکم !
راستی کتاب های شما در ایران چاپ شده اند ؟
س سلام حالتون خوبه من تازه با وبتون آشنا شدم خوبه ولی چرا عکس شکمتون رو گذاشتین Header و همچنین من میخوام باهاتون یکم صحبت ( چت ) کنم چه جوری میتونم ؟
دوست عزیز من یکی از شاعران ایرانم که حتی در مجله کارنامه نیز شعر دارم و کم و بیش با ادبیات ایران و جهان آشنا هستم ضمنا من یکی از بنیان گذاران شعرمان نیز هستم.
ما در ایران و جهان بیشتر به فکر کردن و اندیشیدن نیاز داریم
در جهانی که سکس را می شود با کمترین هزینه به اجرا درآورد و فیلمهای سکس به وفور حتی در کشور ممنوعه ما فراوان است چرا از کلمات کمک بگیریم ما می بایست با رسیدن به آن طرف دنیای کلمات دنیای جدیدتری بسازیم.
شما را به وبلاگم روی کاغذ زرد دعوت می کنم.
دوست عزیزی که یکی از شاعران ایران هستید و حتی در مجله ی کارنامه هم شعر دارید و ضمنا یکی از بنیان گذران شعرتان هم هستید…. سر زدید به وبلاگ، بسیار عالی، حالا سرتان را بیندازید پایین راهتان را بگیرید بروید.
.
ساقی قهرمان
احساس ميكنم شما دچار نارسيسم شدهايد و جز خودتان مايل نيستيد كسي ديگر را ببينيد. دوست عزيز!
بهتر بود به وبلاگ من سري ميزديد و پيغامتان را در وبلاگ من ميگذاشتيد.دوست با سواد من! آن “شعرمان” است نه “شعرتان”. حالا شما سربلند باشيد.
آن
ini ke gofti kie ?
آقای سیامک شاعرنما لطفا زر نزن
سلام
تابیخ مسلح است
حالا این یعنی چه؟ می خواهم بگویم اینقدر گنگ است یا پیچیده است که آخر چه برداشتی باید کرد از این نوشته؟ مخاطب شما مای توی کوچه و خیابانیم یا از ما بهتران؟
خانم شاعرنما
لازمه بدونین که چیزهای دیګری به جز سکس هم در دنیا وجود داره و هدف از آفرینش ما سکس و این لزت های بیهوده و لحۍه ای نبوده و من هدایت شما رو از خداوند بزرګ خاستار هستم به امید روزی که کمی به انسانیت نزدیک شوید
و بشود نامتان را ((انسان)) نهاد
سلام، خانم ساقی قهرمان – از این که فعالیت می کنید در جهت آنچه دوست دارید – یا نه از این که از این شگرد به عنوان یک روش زندگی به هر دلیل استفاده می کنید، مثلا مبارزه ای پیچیده، که از فضای آزادی آنجا این بهره را می برید – یا نه در جهانی که کشتن و سلاخی کردن و خود را کشتن و… آزاد است، کوچکترین لزومی ندارد که حتی دلیل یا هدفی از روشی که بکار می برید داشته باشید – شما نویسنده هستید نمی دانم توانستم در این چند جمله جوری که بوی طعنه ندهد آن پیام را که میخواستم بگویم یانه،تا بتوانم حالا در ادامه راحت حرفم را بزنم.. چرا؟ چرا این طوری، چرا اینقدر شلخته؟ چرا توی بوق؟ پس حجاری چه می شود؟
بازم سلام!
چرا جواب کامنت قبلیمو ندادین
خانوم جون
خانم ساقي قهرمان
خواستم از بابت صفري كه در جايزه ادبي والس به شعرم داديد تشكر كنم. خب اين نظر شما بود و حتما دلايلي داشتيد …