شش شین زیبا
مارس 19th, 2011 § نوشتن دیدگاه
چرا نمی دهد به من؟
تابیده ی موهایش را
چرا مرا می کند؟
بی تاب
تاب می خورم تاب
دور خودم دور
دور خودش دور خودش دور خودش دور
می خورم
وقتی که می دهد
به من
دست نرم گرم نرم گرم نرم گرمش
را
ول
می کنم
بیفتد
لای دامنش
چین
چین اطلسی
چین
سر سنگینم
چین
خدا شاهد است نمی شوم
اگر ساقی نشود
فنجانم را برندارد اگر
فالم را نگوید اگر
به پنجره ی همسایه
شهادت اگر ندهد
می دهم
که شاهد من بود و اگر
هست
هنوز
چرا نمی دهد؟
شاهد اویم شاهدم اوست
شاهدم شاهدم
شاهدم او ست
شهید این شهید این شهد شیرینم
او و او
من و او
بخدا
هلاک این شورم
امشب
شورم
امشب
شکرم
گور
خانه ی کوچک امنی است که گم نمی شوی از درش بیرون نمی شوی نمی روی از اتاق به اتاق سرت گیج نمی رود دراز
می کشی آرام تا بخورندت
شیشه های شراب
سر نمی کشی که سرت گیج
خیلی گیج
میروندآیند ملخ و موش و کرم و ماهی و ناخن های رنگی و لب هایش و سوسک
آب نمی خوری
می خوابی تا
بخورد
تاب
اگر
اگر
بیدار شدی اگر سرت روی سینه اش ول
حالا زنده ای قلبش می زند دستت را می گیرد نفسش را می گیری
…
ساقی قهرمان
2006