سنگ فرش
مارس 20th, 2011 § نوشتن دیدگاه
یک بار یک تن از یک روز پرید
تابید دور دو مچ و این جا و شهر و هیچوقت و غربت نبود خواهش تن و خون
این پنجره را وا) از دیوار و عشق و چشم
بیراهه های خندیده ی کوه کوه کوه کوه که صاف
رفتم و ترس) رفتم صاف) رفتم ترس) رفت و گلو که پنجره می خواست
برای پریدن) پایین)گلو) ؟ گرفت)
میان هوا گرفت روی خیابان (کهنه و آفتاب خورده ی) کجا؟ اسمش چی بود)
گلو)
هنوز)
این همه کوچه باغ های سبز شکیل خاک خورده ی چرخیده ی خیابان که راست می رود می رود سنگین و نرده ها و پل و دریا و پرید)
سرگیجه پیچید گره گره یک روز و یک تن یکباره
پرید
پخش روی سقف خانه ی خیابانح اسمش چی بود)
هنوز) دریاکنار جزر می کند این جا و اما و نگفت به من هیچوقت کنارش پوشیده از من است و
یکبار پشت) یکبار پرده)
یک تن و یک روز چرخاند عشق) عشق) را دور مچ هر دو دست و پرید) پخش شد) مثل بوی ماه) و پرید) هر چه بود نشد) شد) نشد) شد) نشد
یک بار یک تن پرید یک روز و پخش
مثل بوی ماه) سیاه) جهنم) شهر کهنه) خوب خب) شهر خل خاک بر سر خراب)
یک بار) فقط) پرید
تمام شد شب شد یک تن
…
ساقی قهرمان
دسامبر 2006